پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم فاعل
جاذبه
(ذِ بِ) [ ع. جاذبه ] (اِفا.) نیرویی که اجسام را به طرف خود میکشد.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا