دیده

(دِ)
۱- (اِ.) چشم، عین. ج. دیدگان.
۲- (ص مف.) رؤیت شده، منظور.
۳- نگاه، نظر.
۴- مردمک چشم. ؛ ~سپید کردن کنایه از: کور شدن از شدت چشم به راهی. (?(دیده بان (~.) (ص مر.) = دیدبان:
۱- مأموری که بالای دیدگاه ایستد و هرچه از دور بیند به مافوق خود خبر دهد.
۲- نگاهبان، قراول.

پیمایش به بالا