پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر متعدی
قرع
(قَ رْ) [ ع. ] (مص م.)
۱- قرعه زدن.
۲- ضربه زدن، کوفتن.
۳- ریختن موی سر.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا