پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر متعدی
کلندیدن
(کَ لَ دَ) (مص م.) کندن، شکافتن زمین.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا