پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم فاعل
متربد
(مُ تَ رَ بِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- متغیر.
۲- ترش رو.
۳- آسمان ابر دار.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا