پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم فاعل
معطل
(مُ عَ طِّ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که خداوند را انکار میکند و شعائر را باطل میداند.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا