پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
حاصل مصدر
بدهکاری
(~.) (حامص.) عمل بدهکار، وامداری، قرض داری. مق بستانکاری.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا