ذیل

(ذَ یا ذِ یْ) [ ع. ] (اِ.)
۱- دامن جامه ؛ پایین هر چیز.
۲- آخر هر چیز. ج. اذیال.
۳- دنباله، پایین.
۴- دامنه.
۵- بخشی در پایین کتاب که برای توضیح بعضی مطالب متن نویسند.
۶- رساله یا کتابی که در تکمیل مطالب کتاب دیگر نویسند.

    ذیلاً

    (ذَ یا ذِ لَ نْ) [ ع. ] (ق.)
    ۱- در ذیل، در پایین.
    ۲- بعد از این، سپس.

      ر

      (رِ) [ فر. ] (اِ.) دومین نت از نت‌های هفتگانه موسیقی غربی.

        ر

        (حر.) دوازدهمین حرف از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد ۲۰۰ می‌باشد.

          رآکتور

          (تُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی که در آن واکنش شیمیایی انجام شود، واکنشگاه. (فره). ؛ ~ هسته‌ای دستگاه یا محیطی که در آن واکنش شکافت هسته‌ای به صورت مهار شده انجام شود، رآکتور اتمی.

            رأس

            (رَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- سر.
            ۲- بزرگ و مهترِ قوم.
            ۳- واحدی برای شمارش چهارپایان.
            ۴- بلندی ج. روؤس (رئوس).

              رأس الجدی

              (~ُ لْ ج َ دَ) [ ع. ] (اِمر.) بخشی از منطقه البروج به محاذات اول برج جدی. ورود خورشید به این منطقه برابر با اول زمستان است.

                رأس السرطان

                (~ُ لْ سَ رَ) [ ع. ] (اِمر.) بخشی از منطقه البروج به محاذات اول برج سرطان. ورود خورشید به این منطقه، اول تابستان است.

                  Scroll to Top