رزین
(رِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- صمغ، سقز.
۲- روکش چرخ بعضی وسایل نقلیه موتوری.
(~.) [ ع. ] (مص م.)
۱- بند کردن و بازداشتن کسی را.
۲- اصلاح کردن میان قومی را.
۳- افساد کردن (از اضداد است)
۴- چاه کندن.
۵- در زیر خاک پنهان کردن چیزی را.
۶- در گور کردن مرده را.
۷- دانستن امور قوم و خبر آنها.
(رُ) (اِ.)
۱- خاک مخصوص کوزه گری.
۲- (ص.) محکم، سخت ؛ ~ کسی را بالا آوردن کنایه از: او را اذیت و آزار کردن. ؛ ~کسی را کشیدن او را بی نهایت خسته کردن.