رمکان
(رَ مْ) (اِ.) موی زهار.
(~.) [ ع. ]
۱- (مص م.) حصیر بافتن.
۲- بحری از نوزده بحر شعر مبتنی بر تکرار شش یا هشت بار فاعلاتن در هر بیت.
۳- بحر شانزدهم از اصول موسیقی قدیم.
(رِ مِّ یا مَُ) [ ع. رمه ] (اِ.)
۱- استخوان پوسیده.
۲- مورچه پردار.
۳- کرمک چوب – خوار.
۴- خاک نمناک.
۵- مغز استخوان.