زغال اخته

(~. اَ تِ) (اِمر.) درختچه‌ای است با برگ‌های کوچک، میوه آن سرخ رنگ و گوشت دار شبیه سنجد است که از آن کمپوت و مربا درست می‌کنند یا به صورت خشک شده مصرف می‌کنند.

    زغال دانی

    (~.) (اِ.)
    ۱- محلی که در آن زغال انبار و نگه داری می‌کنند.
    ۲- (عا.) جای کوچک و کثیف.

      زغال سنگ

      (~. سَ) (اِمر.) جسمی است سیاه و براق با درصد بالایی از کربن خالص که از بقایای درختان و گیاهانی که قرن‌ها پیش در زیرزمین مانده‌اند تشکیل می‌شود.

        زغراش

        (زَ) (اِ.) خرده ریزهای پوست که پوستین دوزان به دور اندازند.

          زغن

          (زَ غَ) (اِ.) پرنده‌ای است گوشتخوار از دسته بازها اما کوچک تر از باز.

            زغوته

            (زَ تِ) (اِ.) نخ یا ریسمان که دور دوک پیچیده باشند.

              زفاف

              (زِ) [ ع. ] (مص م.) عروس را به خانه شوهر فرستادن. ؛ شب ~ شب عروسی.

                Scroll to Top