زوش

(ص.)۱ – تندخو، خشمگین.
۲- نیرومند.

    زوش

    (زَ یا زُ) [ ع. ] (ص.) بنده فرومایه.

      زوفا

      [ ع. ] (اِ.) گیاهی است پایا از تیره نعناعیان که به حالت خودرو می‌روید. ریشه اش ض خیم و منشعب و ساقه‌هایش نسبتاً چوبی و برگ‌هایش کوچک و متقابل و نوک تیز و بسیار معطر می‌باشد. گل‌هایش زیبا و معطر است. اسانس این گیاه مشابه اسانس نعناع است و مصرف طبی دارد.

        زولبیا

        (اِ.) نوعی شیرینی است که برای تهیه آن نشاسته و ماست را مخلوط کنند و سپس در شربت، شکر، آب و گلاب قرار می‌دهند.

          زوم

          [ انگ. ] (اِ.) نوعی عدسی با فاصله کانونی متغیر. ؛~ کردن الف – تغییر دادن فاصله کانونی عدسی زوم برای تطبیق با موضوع مورد نظر عکاس یا فیلمبردار. ب – (مجازاً) خیره شدن، با توجه نگاه کردن در چیزی.

            زونا

            (زُ) (اِ.) بیماری پوستی که عامل ویروس آبله مرغان است که به صورت تاول‌ها یا دانه‌هایی در امتداد یک عصب پوستی پدیدار می‌شود و با درد زیادی همراه است.

              زونکن

              (زُ کَ) [ آلما. ] (اِ.) نام تجاری وسیله‌ای معمولاً مقوایی و ضخیم با میله‌هایی فنردار، مخصوص نگه داری سندها و اوراق اداری برای پیشگیری از پراکنده شدن آن‌ها، پَروَندن (فره).

                زویج

                (زَ) (اِ.) = زویش: نوعی خوراک که از قطعات روده گاو یا گوسفند آکنده از پیه و گوشت تهیه کنند.

                  Scroll to Top