(ژَ فْ) (اِ.) آب و چرک گوشههای چشم خواه تر باشد خواه خشک.
(ژَ) (اِمر.) نک ژفک.
(ژَ دَ) (مص ل.) تر شدن.
(رَ دِ) (ص مف.) تر شده.
(ژَ) (اِ.) سخنی که از روی خشم و غضب زیر لب گویند.
(ژَ رِ) (ص.) ستیزه کار، لجوج.
(ژُ) (اِ.) نک زغال.
(ژَ) (ص فا.) کسی که از روی خشم زیر لب با خود حرف بزند.
(ژَ) (ص.) ۱- بخیل. ۲- دزد.
(ژَ دَ) (مص ل.) ۱- غرولند کردن، زیر لب حرف زدن. ۲- از جا در رفتن.