ساسات

[ روس. ] (اِ.) دریچه کوچکی است در دستگاه کاربوراتور در جلوی لوله هوا. معمولاً ه نگام روشن کردن ماشین اگر بنزین موجود در کاربوراتور تبخیر شده باشد ساسات را می‌کشند و بعداً موتور را روشن می‌کنند.

    ساستا

    [ اوس. ] (اِ.)
    ۱- بی رحم، ظالم.
    ۲- اهریمن.

      ساطع

      (طِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- تابان.
      ۲- برافراشته.
      ۳- آشکار.
      ۴- پراکنده.

        ساطور

        [ ع. ] (اِ.) ابزاری آهنی و پهن و دسته – دار شبیه کارد.

          ساعت

          (عَ) [ ع. ساعه ] (اِ.)
          ۱- واحدی برای زمان برابر با یک بیست و چهارم شبانه روز.
          ۲- هنگام، زمان.
          ۳- زمان اندک.
          ۴- رستاخیز، روز قیامت.

            ساعد

            (عِ) [ ع. ]
            ۱- (اِ.) از آرنج تا مچ دست.
            ۲- (اِفا.) یاری دهنده.

              ساعده

              (عِ دَ یا دِ) [ ع. ساعده ] (اِ.)
              ۱- شیر بیشه.
              ۲- بازوی چرخ چاه.
              ۳- مجرای آب به سوی نهر یا دریا؛ سواعد.

                Scroll to Top