سپردن

(س پَیا پُ دَ)(مص م.)
۱- پیمودن، راه رفتن.
۲- پایمال کردن.
۳- گذراندن، بسر بردن.

    سپرده

    (س پَ دَ یادِ) (ص مف.)
    ۱- طی کرده.
    ۲- پایمال گردیده.

      سپرده

      (س پُ دَ یا دِ)
      ۱- (ص مف.) به امانت گذاشته.
      ۲- سفارش شده.

        سپرک

        (س پَ رَ) (اِ.) زریر، گیاهی است زرد رنگ که از آن برای رنگ کردن جامه استفاده می‌کنند.

          سپری

          (س پَ) [ په. ] (ص مف.)تمام شده، به آخر رسیده.

            سپریغ

            (سَ یا سُ پَ) (اِ.)
            ۱- خوشه انگور و خرما.
            ۲- غوره، خوشه نارسیده انگور.

              Scroll to Top