سختگیر
(~.) (ص فا.)
۱- آن که بر دیگران سخت میگیرد.۲ – باریک بین، دقیق.
۳- حریص.
۴- بهانه گیر.
(سُ) [ معر. ] (اِ.)
۱- قسمی خوراک. طرز تهیه آن چنین است که روده گوسفند را با گوشت و برنج و مصالح دیگر انباشته به روغن بریان کنند.
۲- کنایه از: آلت تناسلی مرد، قضیب.
(سَ)(حامص.)۱ – پایداری.
۲- مشکل، دشواری.
۳- بخل.
۴- بی رحمی.
۵- زحمت.
۶- گرفتاری، رنج.
۷- تهیدستی.۸ – آسیب، بلا.
(سُ رَ یا رِ) [ ع. سخره ] (ص.)
۱- زیر – دست.
۲- مسخره.
۳- کسی که به کار بی مزد گمارده شود.
۴- (اِ.) کار بی مزد و اجرت.
(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.)
۱- کسی که مردم را به بیگاری میگیرد.
۲- کسی که به زیر دستانش سخت میگیرد.