سرجمع

(سَ جَ) [ فا – ع. ]
۱- (ق.) جمعاً، روی هم رفته.
۲- (اِ.) جزو.
۳- (ص.) برگزیده، نخبه.

    سرجمله

    (سَ. جُ لِ) [ فا – ع. ]
    ۱- (ق.) به طور کلی، جملگی.
    ۲- (ص.) برگزیده، بهترین.

      سرجه

      (سَ جَ یا جِ) (اِ.) کاسه مسین گردی که در ته آن سوراخی است و آن کاسه را در کاسه بزرگتری که پر از آب است قرار دهند و به عنوان ساعت آبی از آن استفاده می‌کنند.

        سرجوخه

        (~. خَ یا خِ) (اِمر.) نظامی ای که یک جوخه را اداره کند، و آن پایین ترین درجه نظامی است.

          سرچین

          (سَ) (ص مف.) = سرچیده:
          ۱- آن چه که با دست چیده باشند.
          ۲- هر چیز خوب و مرغوب و برگزیده (میوه و غیره).

            Scroll to Top