سرقفلی

(سَ قُ) [ فا – ع. ] (اِمر.) حق پیشه و کسب با سرقفلی واگذار می‌شود و اجاره‌ای هم تعیین می‌گردد ومالک نمی‌تواند بدون تسویه حساب سرقفلی ملک خود را بفروشد.

    سرک

    (سَ رَ) (اِمصغ.)
    ۱- سر کوچک.
    ۲- اضافه، اضافه بار.

      سرکار

      (سَ) (اِمر.)
      ۱- کلمه‌ای که به عنوان احترام به اشخاص گویند: سرکار آقا، سرکار خانم.
      ۲- سرکار عنوان رسمی درجه داران و افسران تا رده سرهنگی.

        سرکردن

        (~. کَ دَ) (مص ل.) (عا.)
        ۱- مدارا کردن، با کسی ساختن.
        ۲- شروع کر دن.

          Scroll to Top