(سُ. زَ دَ) (مص م.) ۱- راندن چارپا به وسیله سک. ۲- مجازاً: تحریک کردن، اغوا نمودن.
(سُ سُ) (اِ.) یکی از بازیهای کودکان، و آن نوعی قایم باشَک است.
(سِ یا سَ یا سُ) (اِ.) ۱- زغال. ۲- زغال افروخته.
(سُ هَ) (اِمر.) آهنی باشد سر کج که بدان گوشت از دیگ و نان از تنور درآورند.
(سُ) (اِمر.) نان و گوشتی که بر روی آتش بریان کنند.
(سَ کّ) [ ع. ] (ص.) کفش دوز.
(سُ فَ یا فِ) (اِ.) زخمه، مضراب.
(سَ) [ ع. ] (ص.) ۱- کارد و چاقوساز. ۲- آهنگر. ۳- کسی که سکه ضرب کند. ۴- سکه زن.
(سُ کّ) [ ع. ] (اِ.)اسباب هدایت وسیله -های شناور یا پرنده مثل کشتی و هواپیما.
(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) مأمور هدایت وسیلههای شناور یا پرنده.