سوچه

(چَ یا چِ) (اِ.) = سوجه. سوزه:
۱- پارچه‌ای چهار گوشه که در زیر بغل جامه دوزند؛ بغلک.
۲- پارچه مثلث متساوی – الساقین که از سر تریز جامه ببرند تا خشتک را بر آن دوزند.

    سوختگی

    (تَ یا تِ) (حامص.)
    ۱- عمل سوخته شدن.
    ۲- درد و مصیبتی که عارض شخص شود.
    ۳- اذیت و صدمه‌ای که به دل وارد آید.

      سوخته

      (سُ خْ تِ) (ص مف.)
      ۱- هر چیز آتش گرفته، محترق.
      ۲- مجازاً آزار کشیده، محنت رسیده از حوادث دوران یا عشق.

        سود

        [ په. ] (اِ.)
        ۱- فایده، نفع.
        ۲- ربح.
        ۳- حاصل، محصول.
        ۴- فتح، پیروزی.

          Scroll to Top