سینه زن

(~. زَ) (ص فا.) آن که در ایام عزاداری خصوصاً عزاداری حضرت سیدالشهدا (ع) در دسته مخصوص با دست بر سینه برهنه خود زند (به علامت سوگواری).

    سینه کردن

    (~. کَ دَ)(مص ل.)۱ – اصطلاحی است در تیراندازی، وقتی که تیر بعد از اصابت به زمین کمانه کرده به جای دیگر پرت می‌شود.
    ۲- تفاخر کردن، مغرور شدن.

      سینه کش

      (~. کِ) (ق مر.) جای هموار و معمولاً شیب دار. ؛ ~ آفتاب رو به آفتاب، در معرض آفتاب. ؛ ~کوه: شیب تند و تیز کوه.

        سینه گشادن

        (~. گُ دَ) (مص ل.)
        ۱- (کن.) شاد شدن، انبساط خاطر.
        ۲- فخر نمودن.

          سینور

          (اِ.)= سنور:
          ۱- مرز، حد.
          ۲- ماوراء، آن سو.

            سینوزیت

            [ فر. ] (اِ.) ورم و التهاب حفره‌های استخوان‌های پیشانی و فک اعلی.

              سینوس

              [ فر. ] (اِ.)
              ۱- به طور کلی در هر مثلث قائم الزاویه نسبت ضلع روبروی زاویه را به وتر مثلث سینوس گویند.
              ۲- حفره استخوان‌های پیشانی و فک اعلی.

                سینی

                (اِ.) ظرف مسطح و دوره دار که از فلز یا مواد دیگر ساخته می‌شود.

                  سینیور

                  (یُ) [ فر. ] (اِ.) از لقب‌ها و عنوان‌های اشرافی اروپایی، ارباب، آقا.

                    Scroll to Top