شریان

(ش یا شَ) [ ع. ] (اِ.) سرخ رگ، رگی که خون را از قلب به سایر نقاط بدن می‌رساند.

    شریح

    (شُ رَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- آلت تناسلی زن، شرم زن.
    ۲- از اعلام مردان است.

      شریطه

      (شَ طَ یا طِ) [ ع. شریطه ] (اِ.)
      ۱- شرط و پیمان ؛ ج. شرایط (شرائط).
      ۲- دعا یا نفرینی که شاعر در اواخر قصیده به صورت «تا فلان باشد فلان باد» می‌آورد؛ تأبید.

        شریعت

        (شَ عَ) [ ع. شریعه ] (اِ.)۱ – آیین، روش.
        ۲- سنت و آیین پیامبران.

          شریف

          (شَ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- بزرگوار، بلند قدر.
          ۲- پاک نژاد، گهری.

            شرینگ

            (ش) [ انگ. ]
            ۱- (اِ.) پارچه، لباس و غیره.
            ۲- (مص.) آب رفتن، کوچک شدن، تکیدگی، افت به معنای کاهش حجم مواد.

              Scroll to Top