شکیر

(شَ) [ ع. ] (ص.)
۱- ستور شیرده که علف اندک خورد و شیر بسیار دهد؛ شکور.
۲- سپاسگزار، شاکر.

    شکیش

    (شَ) (اِ.) جوالی که از بوریا سازند.

      شکیل

      (شَ) [ ع. ] (ص.) در فارسی: خوش – ریخت.

        شکیل

        (ش) [ ممال شکال ] (اِ.)
        ۱- ریسمانی که بر پای اسب و ستر بدخو بندند؛ چدار.
        ۲- زنجیری که بدان کارد و خنجر را به کمربند متصل کنند.
        ۳- سیخ آهنین یا چوبین که بدان اجزای در را به هم متصل سازند.
        ۴- (کن.) فریب، حیله، نیرنگ.

          شگا

          (شَ) (اِ.) = شگا. شغا: تیردان.

            شگالیو

            (شُ) (اِ.) = سکالیو. سکارو. سکالو: آن چه که بر روی اخگر آتش پزند از نان و گوشت و جز آن.

              شگرد

              (ش گِ) (اِ.) روش، راه، طریقه، طرز.

                Scroll to Top