شیفتن

(تَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- دلباخته شدن، عاشق شدن.۲ – آشفته شدن.
۳- حیران شدن.

    شیفته

    (تَ یا تِ)(ص مف.)
    ۱- عاشق.
    ۲- آشفته.
    ۳- حیران.

      شیفر

      [ فر. ] (اِ.)
      ۱- عدد، رقم.
      ۲- نمره.

        شیک

        [ فر. ] (ص.)۱ – زیبا، قشنگ.
        ۲- ظریف. ؛ ~ و پیک بسیار مرتب و آراسته.

          شیل

          (اِ.) سدی که در عرض رودخانه برای صید ماهی با چوب سازند؛ ج. (به عربی) شیلات.

            شیلات

            (اِ.) شرکتی که به صید و پرورش و فروش ماهی و فرآورده‌های مربوط به آن می‌پردازد.

              شیلان

              [ مغ. ] (اِ.)
              ۱- موقع صرف ناهار و صلای طعام.
              ۲- سفره امرا و بزرگان.
              ۳- طعام.

                شیلنگ

                (لَ) [ آلما. ] (اِ.) لوله‌ای از جنس لاستیک که از آن برای انتقال آب، بنزین، هوا و… استفاده می‌کنند.

                  Scroll to Top