صاعقه

(عِ قَ یا قِ) [ ع. ] (اِ.) آذرخش، آتشی که بر اثر رعدوبرق شدید پدید آید. ج. صواعق.

    صاف

    [ ازع. ] (ص.)
    ۱- روشن، زلال.
    ۲- آفتابی.
    ۳- پاک، بی آلایش.
    ۴- هموار، بی چین و چروک. ؛ ~ و پوست کنده به طور صریح و آشکار. ؛ ~ و صوف منظم و مرتب.

      صافی

      [ ع. ]
      ۱- (اِفا.) پاکیزه، خالص.
      ۲- (اِ.) شراب بی غش.
      ۳- پارچه یا ظرف مشبک مخصوصی که مایعات را از آن عبور داده صاف می‌کنند.

        صالح

        (لِ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- نیکوکار.
        ۲- شایسته، درخور.
        ۳- لایق.
        ۴- دارای اعتقاد و عمل درست دینی. ج. صالحین.

          صالحه

          (لِ حِ یا حَ) [ ع. صالحه ] (اِفا.) مؤنث صالح.
          ۱- زن نیکوکار.
          ۲- عمل نیک، حسنه. ج. صالحات.

            صامت

            (مِ) [ ع. ]
            ۱- (اِفا.) بی صدا، خاموش.
            ۲- (اِ.) اموال غیر جاندار مانند زر و سیم، اسباب، جامه و خانه و غیره.
            ۳- حرفی که حرکت نداشته باشد.

              Scroll to Top