طبل زن
(~. زَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) طبال، دهل زن.
(طَ لَ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.)
۱- طبل کوچک.
۲- جعبهای که عطار در آن عطر را نگه میدارد.
۳- کلاه و تاج درویشان.
(طَ) [ ع. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به طبیعت.
۲- فطری، ذاتی.
۳- عالم علم طبیعی.
۴- کسی که امور جهان را به طبیعت نسبت میدهد و به خدا اعتقادی ندارد.
(طَ) [ ع. ] (اِ.) اسپرز، سپرز؛ یکی از اعضای داخلی بدن انسان که در طرف چپ شکم قرار دارد و کار آن ذخیره کردن گلبولهای سرخ است.