ظهار

(ض ِ) [ ع. ] (مص ل.) با زن خود صیغه بیزاری ذیل را گفتن: «انت علی کظهرامی» یعنی چنان که مادر بر من حرام است تو نیز از این پس چنانی. در این حال زن بدو حرام می‌شود و تا کفاره ندهند حلال نگردند.

    ظهاره

    (ظِ رِ) [ ع. ظهاره ] (اِ.) رویه جامه، ابره.

      ظهر

      (ظُ) [ ع. ] (اِ.) میانه روز، نیمروز.

        ظهیر

        (ظَ) [ ع. ] (ص.) پشتیبان، یاری کننده.

          ظیان

          (ظَ یّ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- یاسمین دشتی، یاسمین بری.
          ۲- یاسمین زرد.

            ع

            (عین) (حر.) بیست و یکمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۷۰ در حساب ابجد.

              عابث

              (بِ) [ ع. ]
              ۱- (اِفا.) بازی کننده.
              ۲- (ص.) بیهوده.

                Scroll to Top