غنج

(~.) (اِ.)
۱- نوزاد حشره که به صورت کرم است.
۲- یکی از آفات سیب و گوجه.

    غنج

    (غُ نْ) (ص.) به هم آمده و گِرد شده.

      غنج

      (~.) (پس.) پسوند دال بر آغشتگی و آلودگی: بیمارغنج.

        غنج

        (~.) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) ناز کردن.
        ۲- (اِ.) ناز و کرشمه.

          غنج

          (~.) (اِ.) گلگونه، سرخاب، مجازاً آرایش.

            Scroll to Top