(یِ) (اِ.) فریاد، جیغ و داد.
(غَ یا غِ هَ) [ ع. ] ۱- (اِ.) سختی تاریکی شب. ۲- (ص.) سخت سیاه. ج. غیاهب.
(غِ) (اِ.) آواز بلند.
(غَ) [ ع. ] (ص.) (مص ل.) غایب شدن، ناپدید شدن.
(غُ) [ ع. ] (اِ.) جِ غیث ؛ بارانها.
(غَ) [ ع. ] (ص.) ۱- با حمیت، ناموس – پرست. ۲- غیرتمند، پُر غیرت، مجازاً دلیر و شجاع.
(غَ نِ) [ ع – فا. ] (ق مر.) از روی غیرت، به شیوه و روش غیرتمند.
(حر.) بیست و سومین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۸۰ در حساب ابجد.
(فَ) [ ع. ] (اِ.) تبر، تیشه.
(فُ) [ ع. ] (اِ.) دل، قلب ؛ ج. افئده.