فر زدن

(فِ. زَ دَ) [ فر – فا. ] (مص م.) آرایش کردن موی سر و ایجاد چین و شکن و تاب با آلات مخصوص.

    فرا

    (فَ رّ) [ ع. فرُاء ] (ص.)
    ۱- پوستین دوز، پوستین فروش.
    ۲- پوست پیرا، واتگر.

      فرا

      (فَ) [ ع. = فراء ] (اِ.) گورخر.

        فرا

        (فَ) [ اوس. ]
        ۱- (پ ی ش .) بر سر فعل درآید و آن در اصل به معنی به، به سوی، در باشد: فرارو.
        ۲- (حراض.) نزد، نزدیک: فرااو رفتم.
        ۳- به، با.
        ۴- سوی، جانب.
        ۵- (ص.)بلند، عالی.
        ۶- در میان: فراچنگ.
        ۷- دورتر یا بالاتر: فراتر.
        ۸- پیرامون، گرداگرد: فرابار.

          فرا آورده

          (~. وَ یا وُ دِ) (ص مف.)
          ۱- به دست آمده.
          ۲- محصول، ساخته شده.

            Scroll to Top