فرکانس

(فِ رِ نْ) [ فر. ] (اِ.) تکرار، تواتر، وفور، در اصطلاح فیزیک: حرکت و رفت و آمد متوالی، بسامد.

    فرکن

    (فَ رْ کَ) (اِ.)
    ۱- زمینی که سیل آن را کنده و گود کرده باشد.
    ۲- جوی آب که تازه احداث شده باشد.
    ۳- کاریز آب.

      فرگرد

      (فَ رْ گَ) (اِ.) هر یک از فصول کتاب وندیداد.

        فرم

        (فُ رْ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- ریخت، شکل، وضع.
        ۲- جامه هم شکل.
        ۳- چند صفحه کتاب (معمولاً ۸ تا ۱۶) که با هم چاپ شود.
        ۴- برگ چاپی برای نوشتن اطلاعات خواسته شده، برگه (فره).

          فرم

          (فَ رَ) (اِ.) اندوه، دلتنگی.

            فرمالیسم

            (فُ) [ فر. ] (اِ.) شکل و قالبی که به وسیله آن هنرمند منظور خود را بیان کند.

              Scroll to Top