قپق اندازی

(قَ پَ یاپُ. اَ) [ تر – فا. ] = قبق اندازی: (حامص.) گویی یا جامی زرین یا ظرفی پر از سکه طلا و مانند آن بر قپق نصب می‌کردند و سپس تیراندازان سوار چابک دست، آن را هدف قرار می‌دادند و هرکس که آن نشانه را به تیر می‌زد و از فراز قپق به زیر می‌آورد، جایزه‌ای گرانبها می‌گرفت.

    قپه

    (قُ پِّ) (اِ.) جسم کوچک و محدب به شکل نیم کره یا دگمه برجسته که به جایی چسبیده باشد.

      قپو

      (قَ) [ تر. ] (اِ.) = قاپو: دروازه.

        قپوز

        (قُ پُ) [ تر. ] (اِ.) = قوپوز: آلتی موسیقی از ذوات الاوار و آن سازی بود مرکب از یک قطعه چوب مجوف بر شکل عودی کوچک، دارای پنج وتر.

          قت

          (قَ) [ ع. ] (اِ.) یونجه، اسپست تر یا خشک.

            قتال

            (قَ تّ) [ ع. ] (ص.) بسیار کشنده، بسیار قتل کننده.

              Scroll to Top