قذال

(قَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- پس سر.
۲- بناگوش.

    قذر

    (قَ ذَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) پلید گردیدن.
    ۲- (اِمص.) پلیدی.
    ۳- (اِ.) چرک.
    ۴- غایط. ج. اقذار.

      قذر

      (قَ ذِ) [ ع. ] (ص.) پلید، چرکین.

        قذی

        (قَ ذا) [ ع. ] (اِ.) خاشاک ج. اقذاء.

          قر

          (قِ) (اِ.) (عا.) ادا و اطوار، پیچ و تابی که به بدن می‌دهند. ؛ ~ کمر انداختن کمر خود را با حرکات عشوه آمیز تکان دادن.

            قر

            (قُ) (ص.) کسی که ورم بیضه دارد.

              Scroll to Top