(ص.) لوچ و احول.
(اِ.) کوس، طبل بزرگ.
[ سغ. ] (اِ.) خوک نر.
(کَ دَ) (مص م.) (عا.) از شدت اصرار و الحاح کسی را خسته کردن، امان وی را بریدن.
(س) [ ع. ] (اِفا.) بازاری، سوداگر. ج. کسبه.
(بَ) (اِ.) هر یک از قطعهها یا بخشهای کاسه گل که معمولاً سبز و گاه به رنگهای دیگر است.
(س) [ ع – فا. ] (حامص.) تجارت، داد و ستد.
(سْ تْ) (مص م.) کاهش، نقصان.
(س) [ فر. ] (اِ.) محفظه کوچک که در آن نوار فیلم یا نوار ضبط صوت قرار دارد، پوش نوار (فره).
(سْ تَ) (مص ل.) کم کردن.