محرر

(مُ حَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- نویسنده، نگارنده.
۲- آزادکننده.

    محرز

    (مُ رِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- احراز کننده، گرد آورنده.
    ۲- پناهگاه دهنده، در حرز کننده.
    ۳- استوار کننده. ج. محرزین.

      محرض

      (مُ حَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- آن که از عشق و اندوه گداخته باشد.
      ۲- مرد بر جای مانده که نتواند برخیزد.
      ۳- برانگیخته شده، ورغلانیده. ج. محرضین.

        محرض

        (مُ حَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.) تحریک کننده، ورغلاننده، مشوق. ج. محرضین.

          محرق

          (مُ حَ رِ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- نیک سوزاننده به آتش.
          ۲- آن چه موجب تشنگی گردد.
          ۳- دوایی را گویند که پس از مالیدن بر روی پوست بدن ایجاد سوزش و تحریک شدید کند، مانند: فرفیون، خردل و غیره.

            محرق

            (مُ حَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)
            ۱- سوخته شده.
            ۲- آب جوش داده به آتش.

              پیمایش به بالا