افهام

( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ فهم ؛ دانش‌ها، فهم‌ها.

    افواه

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ فوه.۱ – دهان‌ها.
    ۲- اصناف.
    ۳- ادویه‌های خوشبو که در اغذیه ریزند.

      افیون

      ( اَ ) (اِ.) معرب واژه یونانی «اپیون» به معنای تریاک، شیره خشخاش.

        اقارب

        (اَ رِ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ اقرب ؛ خویشان، نزدیکان.

          اقاقیا

          ( اَ ) (اِ.) معرب واژه یونانی اکیاکیا؛ درختی است خاردار با گل‌های خوشه‌ای سفید یا صورتی و خوشبو که چوبی سخت و محکم دارد.

            Scroll to Top