اگزیستانسیالیسم

(~.) [ فر – انگ. ] (اِ.) اصالت وجود، تقدم وجود، نام مکتبی فلسفی که هستی انسان را مرکز و غایت همه مسائل می‌داند. و عقیده دارد که چون هر انسانی وجود خاص خود را دارد با مفاهیم فلسفی و مابعدالطبیعه قابل تفسیر و توضیح نیست.

    ال

    (~.) [ ع. ] (حر. تعریف) حرف تعریف است در عربی و آن چون بر اسمی نکره درآید، آن را معرفه سازد.

      ال

      (اَ) (اِ.) درختی از تیره زغال اخته‌ها که گاهی بعضی گونه‌هایش به صورت درختچه می‌باشند. گل‌هایش سفید یا زرد و میوه اش سفت و شامل یک هسته‌است.

        ال کردن

        (اِ. کَ دَ) (عا.) لاف زدن. ؛~ُ بل کردن قمپز در کردن، ادعای بی مورد داشتن.

          ال. اس. دی

          (اِ. اِ) [ انگ. ]L.S.D (اِ.) نوعی مواد مخدر با خاصیت توهُّم زا که در کشورهای غربی مصرف فراوان دارد.

            الا

            (اِ لّ) [ ع. ] (ق.)
            ۱- دلالت بر استثنا کند: مگر، بجز.
            ۲- جز، بدون.
            ۳- فقط، منحصراً. ؛~ و بلّ ا بدون برو و برگرد، بی چون و چرا.

              الا

              ( اَ ) [ ع. ] (شب جم.)حرف تنبیه‌است، بدان و آگاه باش! هان!.

                الابختکی

                (اَ لّ بَ تَ) [ ع – فا. ] (ق.) (عا.)= الابختی. الله بختی: از روی تصادف، اتفاقی، تصادفی، شانسکی، بدون فکر.

                  الاغ

                  ( اُ ) [ تر. ] = اولاغ. اولاق: (اِ.)
                  ۱- خر.
                  ۲- (عا.) نفهم، احمق (نوعی دشنام).

                    Scroll to Top