اگزیستانسیالیسم
(~.) [ فر – انگ. ] (اِ.) اصالت وجود، تقدم وجود، نام مکتبی فلسفی که هستی انسان را مرکز و غایت همه مسائل میداند. و عقیده دارد که چون هر انسانی وجود خاص خود را دارد با مفاهیم فلسفی و مابعدالطبیعه قابل تفسیر و توضیح نیست.
(~.) [ فر – انگ. ] (اِ.) اصالت وجود، تقدم وجود، نام مکتبی فلسفی که هستی انسان را مرکز و غایت همه مسائل میداند. و عقیده دارد که چون هر انسانی وجود خاص خود را دارد با مفاهیم فلسفی و مابعدالطبیعه قابل تفسیر و توضیح نیست.
(اَ) (اِ.) درختی از تیره زغال اختهها که گاهی بعضی گونههایش به صورت درختچه میباشند. گلهایش سفید یا زرد و میوه اش سفت و شامل یک هستهاست.
(اِ. اِ) [ انگ. ]L.S.D (اِ.) نوعی مواد مخدر با خاصیت توهُّم زا که در کشورهای غربی مصرف فراوان دارد.
(اِ لّ) [ ع. ] (ق.)
۱- دلالت بر استثنا کند: مگر، بجز.
۲- جز، بدون.
۳- فقط، منحصراً. ؛~ و بلّ ا بدون برو و برگرد، بی چون و چرا.
(اَ لّ بَ تَ) [ ع – فا. ] (ق.) (عا.)= الابختی. الله بختی: از روی تصادف، اتفاقی، تصادفی، شانسکی، بدون فکر.