الکترال

(اِ لِ تُ) [ فر. ] (ص.) انتخاباتی ؛کارت ~ کارت انتخاباتی.

    الکترو کاردیوگرافی

    (اِ لِ تِ رُ یُ گِ) [ فر. ] (اِ.) ثبت پتانسیل الکتریکی ناشی از فعالیت الکتریکی ماهیچه قلب روی نوار کاغذی متحرک به منظور مطالعه عمل ماهیچه قلب، قلب نگاری. (فره).

      الکترود

      (اِ لِ تِ رُ) [ فر. ] (اِ.) عنصر رسانایی که از راه آن جریان الکتریکی به یک محیط وارد یا از آن خارج شود؛ الکترد.

        الکتروسکپ

        (اِ لِ تِ رُ کُ) [ فر. ] (اِ.) آلت آزمایش وجود الکتریسیته که تشکیل شده‌است از یک شیشه دهانه بسته که میله فلزی از دهانه چوپ پنبه آن عبور می‌کند و منتهی به دو باریکه زرورق فلزی است و مقداری آهک زنده در داخل شیشه (برای جذب بخار آب) قرار داده‌اند. هنگام آزمایش این دو ورقه زرورق از یکدیگر دور می‌شوند؛ الکترسکپ، الکتریسیته نما.

          الکترولیت

          (اِ لِ تِ رُ) [ فر. ] (اِ.) جسمی که به وسیله جریان برق تجزیه شود، مانند محلول نمک طعام که در اثر جریان الکتریسته به کلرو سدیم تجزیه می‌گردد، برق کاف (فره).

            الکترولیز

            (اِ لِ تِ رُ) [ فر. ] (اِ.) عمل تجزیه شیمیایی به وسیله برق، مانند: تجزیه آب در اثر جریان برق و یا تجزیه نمک طعام به کمک جریان الکتریسیته و غیره.

              الکترومتر

              (اِ لِ تِ رُ مِ) [ فر. ] (اِ.)
              ۱- آلتی است برای اندازه گرفتن مقدار برق در اجسامی که برق دارند.
              ۲- آلتی که برای اندازه گرفتن اختلاف سطح الکتریکی بکار می‌رود؛ برق سنج.

                الکتروموتور

                (اِ لِ تِ رُ مُ تُ) [ فر. ] (اِ.)دستگاه مخصوصی که انرژی الکتریکی را به انرژی مکانیکی تبدیل می‌کند.

                  Scroll to Top