انهمار

(اِ هِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- ریخته شدن آب یا باران.
۲- ویران شدن، فرو ریختن.

    انهماک

    (اِ هِ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- کوشیدن در کاری.
    ۲- ستیزه کردن.
    ۳- سرگرم بودن به کاری.

      انواء

      (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ. نوء، سقوط ستاره یکی از منازل بیست و هشت گانه و طلوع رقیب آن از مشرق. تازیان می‌پنداشتند که هرگاه ستاره‌ای از منزلی ساقط شود و ستاره دیگر در مقابل آن طلوع کند، ناچار باران و باد و گرما و یا سرما خواهد آمد. ؛علمِ ~: یکی از علوم عهد جاهلیت عرب بود؛ هواشناسی از روی سقوط ستاره.

        انوار

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ نور؛ روشنایی‌ها.

          Scroll to Top