اهداب

( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ هُدب.
۱- مژه‌های چشم.
۲- برگ‌های نازک و باریک.
۳- ریشه باریک جامه.

    اهرم

    (اَ رُ) (اِ.) میله آهنی محکمی که می‌توان به وسیله آن با انرژی کمتری اجسام سنگین را به ح رکت درآورد.

      اهریمن

      (اَ مَ) (اِ.) = اهرن:
      ۱- (اِ.) شیطان.
      ۲- هر یک از شیاطین.

        اهل

        ( اَ ) [ ع. ]
        ۱- (اِ.) خانواده.
        ۲- مردمی که در یک جا ساکن باشند.
        ۳- (ص.) شایسته، سزاوار.
        ۴- نجیب، اصیل.
        ۵- آن که در جایی زاده شده.
        ۶- خواستار، وابسته یا معتاد به چیزی.
        ۷- آن که دارنده خصوصیتی است. ج. اهالی.

          Scroll to Top