اوراق

(اَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جِ ورق ؛ برگ‌ها، برگه‌ها.
۲- (عا.) کهنه، فرسوده.
۳- پریشان احوال، آشفته. ؛~ بهادار برگ‌های سهام، سندهایی که معادل پولی آن را نظام بانکی هر کشور تضمین کرده‌است. ؛~ ِ قرضه برگه‌های بهاداری که دولت یا شرکتی منتشر می‌کند و دارای مدت و نرخ بهره ثابت و معین است.

    اوراق چی

    (~.) [ ع – تر. ] (ص. اِ.) کسی که اجزای دستگاه یا ماشینی معمولاً فرسوده را از هم باز می‌کند و قطعه کارآمد آن را جداگانه می‌فروشد.

      اوراق کردن

      (~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) (عا.)
      ۱- ورق ورق کردن، اجزای چیزی را از هم جدا کردن.
      ۲- با ضربه از پای درآوردن، ناقص کردن.
      ۳- روحاً و جسماً ذلیل و ناتوان کردن.

        اورامن

        (اَ مَ) (اِ.) = اورامنان. اورامه: یکی از آهنگ‌های موسیقی قدیم که اشعار آن را به زبان پهلوی یا لهجه‌های محلی «فهلویات» می‌خواندند. اورامنان و اورامه هم گویند.

          اورانوس

          (اُ) [ فر. ] (اِ.) اصل واژه لاتینی است.
          ۱- هفتمین سیاره از لحاظ بعُد فاصله نسبت به خورشید.
          ۲- رب النوع آسمان.

            اورانیوم

            ( اُ ) [ فر. ] (اِ.) فلزی است گرانبها به رنگ خاکستری دارای تشعشعات رادیواکتیو که در طبیعت به صورت مرکب وجود دارد.

              اوربیتال

              (اُ) [ فر. ] (اِ.) = اربیتال: تابعی موجی برای توصیف حالت انرژی مجاز الکترون در یک اتم یا مولکول.

                اورژانس

                [ فر. ] (اِ.)
                ۱- فوریت، ضروری، لازم.
                ۲- بخشی از بیمارستان که به مداوای بیماران یا مجروحانی می‌پردازد که نیاز فوری به مراقبت‌های پزشکی دارند.

                  اورژینال

                  (اُ) [ فر. ] (ص.)
                  ۱- هر چیز اصل یا اصیل که تکثیر یا مشابه سازی شود، نسخه اصلی.
                  ۲- هر چیز بدیع و نو که سابقه نداشته باشد، اولین، نخستین، اصیل.

                    Scroll to Top