برء

(بَ) [ ع. ] (مص م.) خلق کردن، آفریدن، از عدم به وجود آوردن.

    برء

    (بُ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) به شدن، نیک شدن، شفا یافتن از مرض.
    ۲- (اِ مصِ.) بهی، بهبود.

      برآمدن

      (~. مَ دَ) (مص ل.)
      ۱- بالا آمدن.
      ۲- طلوع کردن.
      ۳- طول کشیدن.
      ۴- بالغ شدن.
      ۵- روا شدن.
      ۶- حاصل شدن
      ۷- گذشتن.
      ۸- توان مقابله و رویارویی داشتن.

        برآورد

        (~. وَ یا وُ) (مص مر.) تخمین زدن، تعیین ارزش چیزی بطور تقریبی.

          برآوردن

          (~. وَ دَ) (مص م.)
          ۱- بلند کردن، بالا بردن.
          ۲- اجابت کردن، انجام دادن.
          ۳- پروردن.

            برآورده

            (~. وَ دِ)(ص مف.)۱ – پرورش داده، برکشیده.
            ۲- اجابت شده.

              پیمایش به بالا