(تَ یُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- جدا شدن از یکدیگر. ۲- اختلاف داشتن، تفاوت.
(تَ بَ تُّ) [ ع. ] (مص ل.) از دنیا بریدن و به خدا پیوستن.
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) بریدن از دنیا.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) بزرگ داشتن، احترام کردن.
(تَ بَ حُ ج ُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- فخر کردن، مباهات. ۲- شادی کردن.
(تَ بَ حُّ) [ ع. ] (مص ل.) بسیار دانا بودن، در علمی مهارت بسیار داشتن.
(تَ بَ تُ) [ ع. ] (مص ل.) خرامیدن، نازیدن.
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- بخار کردن. ۲- بخور دادن.
(تَ بَ دُّ) (مص ل.) متفرق شدن، پریشان گشتن.
(تَ بَ دُّ) [ ع. ] (مص ل.) دگرگون شدن، بدل شدن.