تصحیح

(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) درست کردن، صحیح کردن غلط‌های نوشته‌ای.
۲- (اِمص.) غلط گیری.

    تصحیف

    (تَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- خطا خواندن.
    ۲- تغییر دادن واژه با کاستن یا افزودن نقطه‌های آن.

      تصدر

      (تَ صَ دُّ) [ ع. ] (مص ل.) بالا نشستن، در صدر مجلس جای گرفتن.

        تصدق

        (تَ صَ دُّ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) صدقه دادن.
        ۲- (اِمص.) صدقه، بلاگردان.

          تصدی

          (تَ صَ دِّ) (مص ل.) عهده دار کاری شدن، مسؤلیت کاری را پذیرفتن.

            تصدیر

            (تَ) [ ع. ] (مص م.)
            ۱- آغاز کردن.
            ۲- در صدر مجلس نشاندن.
            ۳- در آغاز کتاب یا نامه مطلبی را نوشتن.

              تصدیق

              (تَ) [ ع. ] (مص م.) باور کردن، به راست و درست بودن مطلبی گواهی دادن.

                پیمایش به بالا