اسم فاعل

مبصر

(مُ ص) [ ع. ] (اِفا.)
۱- بیننده، با بصیرت، هوشیار.
۲- در فارسی، شاگردی که مسئول نظم کلاس است.

    مبرد

    (مُ بَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- سرد کننده، خنک کننده.
    ۲- پایین آورنده درجه حرارت بدن.
    ۳- کاهنده تمایلات جنسی.

      مبتدع

      (مُ تَ دِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- ابداع کننده، اختراع کننده.
      ۲- بدعت گذارنده.

        مبادی

        (مُ) [ ع. مبادی ] (اِفا.) آشکار کننده، ظاهر کننده. ؛ ~ آداب کسی که رسوم و آداب را در معاشرت مراعات کند.

          پیمایش به بالا