اسم فاعل

حایز

(یِ) [ ع. حائز ] (اِفا.)
۱- دربردارنده، دارا.
۲- گردآورنده، جامع.

    حالق

    (لِ) [ ع. ] (اِفا.) ماده و دوایی که زایل کننده و سترنده موی باشد مانند زرنیخ و نوره و سفید آب و خاکستر و غیره، حلاق.

      حاقن

      (قِ) [ ع. ] (اِفا.) آن که وی را بول به شتاب گرفته باشد، حبس کننده ادرار.

        حاصر

        (ص) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- محاسب، شمارنده.
        ۲- آن چه یا آن که سد نماید.

          Scroll to Top