اسم فاعل

حافظه

(فِ ظِ) [ ع. حافظه ] (اِفا.) ذهن، قوه‌ای که ضبط و نگهداری مطالب را به عهده دارد.

    حاصر

    (ص) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- محاسب، شمارنده.
    ۲- آن چه یا آن که سد نماید.

      حاصل

      (ص) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- به دست آمده.
      ۲- نتیجه، ثمره.
      ۳- نفع سود.
      ۴- مالیات، خراج.
      ۵- باقی مانده. ؛~ ضرب نتیجه‌ای که از عمل ضرب کردن عددی در عدد دیگر به دست آید. ؛~ مصدر کلماتی که دال بر معنی مصدر باشند ولی از فعل مشتق نباشند. مانند: نیکی، بدی، دیوانگی.

        پیمایش به بالا