اسم فاعل

ملقی

(مُ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- اندازنده (بر زمین و جز آن).
۲- املاء کننده.

    ملخص

    (مُ لَ خِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- بیان کننده.
    ۲- خلاصه کننده. ج. ملخصین.

      ملتوی

      (مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- به خود پیچیده، پیچ در پیچ شونده.
      ۲- نوعی از حرکت نبض که مانند ریسمان پیچیده محسوس شود.

        ملتئم

        (مُ تَ ئِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- التیام یافته، به شده، بهبود یافته.
        ۲- به هم پیوسته.

          ملح

          (مُ لِ) [ ع. ] (اِفا.) اصرار ورزنده، الحاح کننده.

            Scroll to Top