اسم فاعل

مستوفی

(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- حساب دار، دفتردار خزانه.
۲- تمام فراگیرنده.

    مستنکف

    (مُ تَ کِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- سر باز زننده و خودداری کننده از انجام کاری.
    ۲- کسی که از رؤیت احضاریه یا حکم قرار دادگاه خودداری کند.

      مستمع

      (مُ تَ مِ) [ ع. ] (اِفا.) شنونده. ؛ ~آزاد کسی که – بدون آن که شاگرد رسمی باشد – در کلاس یا خطابه حاضر شود و به درس و نطق گوش دهد.

        مستنبه

        (مُ تَ بِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- جوینده خبر، طالب آگاهی.
        ۲- بیدار، هوشیار.

          Scroll to Top