اسم فاعل

نامیه

(یِ) [ ع. نامیه ] (اِفا.)مؤنث نامی، قوه‌ای که موجب رشد و نمو می‌شود. ج. نوامی.

    ناکب

    (کِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- کناره گیرنده، معرض.
    ۲- میل کننده، مایل.

      ناقل

      (قِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- حمل کننده، جابه جا کننده.
      ۲- نقل کننده، روایت کننده، ۳- انتقال دهنده.

        ناقه

        (قِ) [ ع. ] (اِفا.) آن که از بیماری بیرون آمده و هنوز کاملاً تندرست نشده، از بیماری برخاسته، بیمارخیز. ج. ناقهین.

          Scroll to Top